یادداشتها
احتیاط و نقّادی همزمان
بسیاری از ما میدانیم که منطقِ اعتبار یک گزاره علمی این نیست ولی این روزها آنقدر ترسیده ایم که همه
کرونا و بحرانِ واقعیتِ مشترک
این روزها در دل بحرانی هستیم که راه حل آن فردی یا صرفاً حاکمیتی نیست. ما به کنشی جمعی، فراگیر
اندوهِ کشدارِ نامش آدمی
شب است. تنها نشستهام توی هال. صدای تلویزیون همسایه کناری، آرام امّا قابل فهم به گوشم میرسد؛ دعای کمیل است.
بیخاطره و بیدوست، از دست میرویم
خاطرهها چیزهای عجیبی هستند. خاطرهها ما هستیم؛ مایی که نه لحظه حالیم و نه آینده. ما گذشتهایم و خاطره. به
بحران و فرصتهای تازه
بحران کرونا هم آسیب ایجاد میکند و هم فرصت. تقریباً هر بحرانی چنین است. در بحران، زندگی روزمرّه ترک میخورد،
شکوفایی در بحران
بعضی آدمها هم هستند که در شرایط بحرانی شکوفا میشوند؛ کسانی چون مردمستیزان و قهرمانانِ اخلاقی. اغلب ما آدمها برای
تأملی دربارهی ترس
یادمان باشد که ترسیدن و ترساندن، ابزارهای خوبی برای کنترل شدن و کنترل کردناند. وقتی می ترسیم، بسیار مستعد این
سال کنکور، برق که میرفت، خوشحال میشدم. آن سال عصرها که از مدرسه بر میگشتم، تا آخر شب همه کارم
همه عمر، چه وقتی که داری با بیشترین سرعت به سمت اهدافت پیش میری، چه وقتی که خودخواسته گوشهای ایستادی
حرف مهم و قابلتاملی به نظر میرسه ولی توی اون چیزی هست که اذیتم میکنه. انگار روابط انسانی رو زیاده
کاش کسی میان ما و غمها و اضطرابهایمان حائل میشد. میایستاد میان ما و آن تودههای سیاه وحشتآفرین، به چشمهایمان