تأملی دربارهی ترس
- تاریخ انتشار:
یادمان باشد که ترسیدن و ترساندن، ابزارهای خوبی برای کنترل شدن و کنترل کردناند. وقتی می ترسیم، بسیار مستعد این هستیم که به هر وعدهای برای از میان رفتن خطر یا زدوده شدن ترس، تن بدهیم. آن وقت، این ترسیدن فرصت کنترل ما توسط دیگران را فراهم میکند. از سوی دیگر، خیلی وقتها ممکن است خودمان از ترساندن برای کنترل کردن دیگران (چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی) استفاده کنیم.
ترس از خطر خوب است اما باید همیشه توجه داشت که چنین ترسیدنی در سطح عمومی همیشه سویههایی سیاسی نیز پیدا خواهد کرد. ما این روزها برای سلامتی و زنده ماندن خود و عزیزانمان نیازمند میزانی از ترس هستیم. اما باید حواسمان به میزان این ترس، مراجع ایجادکننده آن و نتایج ناشی از آن باشد. ما به میزانی کافی از ترس نیاز داریم. این میزان کافی فرصت گریز از خطر و همبستگی اجتماعی را برایمان فراهم میکند. بیش از آنش اما میتواند از ما سوژههایی قابل بهرهبرداری سیاسی و اقتصادی بسازد. این روزها علاوه بر دغدغههای فردی باید به سویههای اجتماعی و سیاسی این ترس نیز نگاه کرد و تبعات کوتاهمدت و بلندمدت آن را جدی گرفت.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن