یادداشتها
هر انسانی تنها و سرگشته است، چه در این گوشه مصیبتزده از دنیا و چه در هرکجای دیگری زیر آسمان
درباره اَنگِ جنون
مجنون، بیمارِ اسکیزوفرن یا فردِ دچار توهم و هذیان کیست و چطور کلام و رفتارِ او بیمارگونه دانسته میشود؟ مسئله
در جستجوی زمین سفت
این را آدم توی آب دریا خوب متوجه میشود؛ اینکه چقدر مهم است زمینِ سفتی زیر پایش باشد. بدون دلگرمی
با محمد، کنار ساحل قدم میزدیم. روبرویمان، در میانه کوه و دریا و افق، تصویر عجیب و دلنشینی ساخته شده
تنهاییِ درونفردی، تجربه غریبی است. در این نوع از تنهایی، آنچه انسان را رنج میدهد نه فقدان رابطه با دیگری
شرور زیادی در عالم هست و هرچه کسی حساستر باشد، این شرور را عمیقتر و بیشتر حس میکند. در این
آیا اینها، ما هستیم؟
گفتگو و گاه جدلی در روانشناسی و اخلاقپژوهی هست میانِ کسانی که به ویژگیهای مَنِشی و شخصیتی باور دارند و
توانِ فهمِ همین حکمتهای ساده تکراری
اگر مرگ، پیش از فرارسیدنِ آن زندگی واقعی از راه برسد چه؟ اگر همانوقت که منتظریم تا بالاخره یک روز
وقتی صدایی غیرطبیعی بلند، ما را به فکر فرو میبرد و میپرسیم: در این هیاهو چه چیزی قرار است شنیده
پناه بردن به بیماری
ترجمه تحت اللفظیاش میشود گریختن به بیماری ولی من ترجیح میدهم در ترجمه flight into illness از تعبیر پناه بردن
منتظر و سوگوار نبودن
هرکدام از ما تصوّری از زندهبودن و زندگیکردن داریم و هرگاه امکانِ چنین بودنی از ما گرفته شود، احساس میکنیم
کاستن از تنهاییِ درد
درد، صرفاً آدمها را مچاله و رنجور نمیکند، تنهایی هم میآورد. درد ما را از کسانی که درد نمیکشند، جدا