یادداشتها
ضربهگیر یا محافظ؛ تأمّلی درباره مراقبت
چند روز پیش در کتابی به جملهی جالبی برخوردم: «وقتی مراجعان میفهمند درمانگر، همپیمان هیجانی آنها است و نقش ضربهگیر
پنگوئن
بیایید رفتارِ این پنگوئن کوچک را انسانوار بفهمیم، یعنی احساساتِ انسانی به آن نسبت بدهیم. آن وقت، معنای این
گناهِ بیمعنایی
نفسِ بیمعنایی و روبرو شدن با شکافی در روایتِ خوشبینانه از زندگی، به قدر کافی تلخ و ناامیدکننده هست، امّا
روایتی از چندلایگی زبان و جهان (“نیچه، فروید، مارکس”)
میشل فوکو در بخشی از سخنرانیاش با عنوان “نیچه، مارکس و فروید”، نگاه قابل تأمّلی به زبان و ضرورت تأویل
خیالِ ناممکنِ جلو زدن از خود
اغلب ما میخواهیم از خودمان جلو بزنیم، امّا تقریباً هیچ کداممان نمیتوانیم این کار را بکنیم. ممکن است در کوتاه
دین و قدرت – پارهی سوم
در ادامهی پارهی اول و پارهی دوم انسان کامل یا کاملا انسان؟ در بخش قبلی این سلسله نوشتار، سعی
دین و قدرت – پاره دوم
در ادامهی پارهی نخست: نکاتِ مطرح شده در سخنان اخیر دکتر سروش، عملاً در ادامه پروژه فکری پیشین او
دین و قدرت – پارهی نخست
این سطور را به عنوان فلسفهخواندهای مینویسم که از سالها پیش، پیگیر آراء دکتر سروش بوده و از او چیزهای
شلیک خیالی
در خدمت سربازی، یک روز فرماندهی گروهان حین تمرین تیراندازی (بدون فشنگ) در جلوی آسایشگاه از همه خواست اسلحهها را
در جستجویِ نقشهای برای عدالت خدا
درِ ماشین را که میبندم، بیهوا نفس عمیقی میکشم. راننده میپرسد: «چه خسته! مگه شغلت چیه؟» میگویم: «خسته نیستم. خیلی
توان تحمّلِ پسرفت
شاید کمی عجیب به نظر برسد، امّا تصوّر میکنم یکی از تواناییهای ضروری برای داشتن یک زندگیِ بهقدرکافی خوب و
نیروی ویرانگرِ مراقبت افراطی
تقریباً هر چیز خوبی که زیاد و بیجا مورد استفاده قرار بگیرد، آسیبزننده و بیمعنا میشود. مثل آب که حیاتبخش