کاستن از تنهاییِ درد
- تاریخ انتشار:
درد، صرفاً آدمها را مچاله و رنجور نمیکند، تنهایی هم میآورد. درد ما را از کسانی که درد نمیکشند، جدا میکند. درد، مرزی میگذارد میان ما و دیگران، و تا زمانی که هست، فاصله میاندازد میان ما و آنهایی که در این تجربه شریک نیستند.
گاهی اوقات نمیتوانیم از درد و رنج دیگری کم کنیم. اما میتوانیم به واقعی بودن دردش اذعان کنیم و نشان دهیم که رنج کشیدنش را میفهمیم. میتوانیم در سکوت کنارش باشیم و به او نشان دهیم که تنها نیست. گاهی اوقات، همه مراقبت، همین تنها نگذاشتن دیگری در تجربه درد است.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن