- تاریخ انتشار:
شرور زیادی در عالم هست و هرچه کسی حساستر باشد، این شرور را عمیقتر و بیشتر حس میکند. در این بین امّا خیری هم هست که بسیاری از ما آن را نادیده میگیریم: توانِ انسان برای سازگاری، ترمیم و ادامهدادن. این ویژگی هم در تن انسان هست و هم در روان او. هرچند محدودیتهایی دارد، اما هست. هرچند زخمی که خوب میشود، ردی به جا میگذارد، ولی خوب میشود و امکان دوباره زیستن را به فرد میدهد. این ویژگی باعث میشود تا لحظه مرگ، هیچ چیز هیچوقت برای همیشه تمام نشود و همیشه فرصتهایی برای ماندن و ساختن وجود داشته باشد. طبیعت، امکان خودترمیمگری و سازگاری را به ارگانیسم داده است؛ چیزی که اگر نبود، بیشک انسان حرکت مستقیمی به سمت نابودی و تباهی بود. این شعورِ پیچیده ارگانیسم برای ترمیم، چیزی است که کار خودش را میکند و همیشه فراتر از انتظار و باور ما پیش میرود. رنج را یکسره از بین نمیبرد، اما شرور طاقتفرسای زندگی را مهار میکند و به ما امکان تاب آوردن و زیستن میدهد.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن