یادداشتها
از دست دادنِ خود برای فرار از تنهایی
بسیاری از ما تنهایی را با کمرنگ کردن مرزهای خودمان و آمیختن با دیگری از میان میبریم. بسیاری از ما
تمرین بازسازیِ روایت
در یکی از کلاسها، تمرینی به شاگردانم دادم که نتایج جالبی داشت. از بچه ها خواستم خاطره یک اتفاق قدیمی
توان رؤیا دیدن
آدمها در رؤیا دیدن با هم متفاوتاند. بعضیها، گذشته را در رؤیایشان میبینند؛ اینکه ای کاش میشد همه چیز مثل
دعوت به نگاهی توصیفی
چند روز پیش سخنرانیای میشنیدم از دکتر مقصود فراستخواه درباره مسئله ایران. حرفش این بود که ما روشنفکرها عادت کردیم
این پیچیدگی شکننده
به زندگی که نگاه میکنی، پُر است از پیچیدگی. پیچیدگیهای سیاسی، پیچیدگیهای اقتصادی، پیچیدگیهای فنّی، پیچیدگیهای روانشناختی، پیچیدگیهای زیستشناختی و
دارم برای نشست دو روز بعد در شهر کتاب آماده میشوم. قرار است در مورد ایده محوری کتاب آیشمن در
روایتی روانکاوانه از آزادی
انسان، آزادیاش را یکباره و به طور کامل تجربه نمیکند. او آرام آرام، آزادی خود را کشف میکند و میسازد.
فیلسوفان همگی مینویسند یا سخن میگویند. گاه از سر احساس مسئولیت، گاه از سر اشتیاق به بسط دانش بشری و
تأملی درباره روانکاوی
بسیاری از ما به این دلیل به سراغ روانکاوی میرویم که حس میکنیم حقیقتی در موردمان هست که از آن
آدم از یک جایی به بعد، در مورد مسائل مهم زندگی، دست از تلاش برای حل مسئله بر میدارد و
در دوران ما از آدمهایی که میمیرند، صدا و تصویر باقی میماند و ما را حیرتزده میکند از این همه
مردم وجود ندارند.
مردم وجود ندارند. آن توده بیشکلی که میشود همه چیز را به آن نسبت داد، وجود ندارد. آن تودهای که