روایتی روانکاوانه از آزادی
- تاریخ انتشار:
انسان، آزادیاش را یکباره و به طور کامل تجربه نمیکند. او آرام آرام، آزادی خود را کشف میکند و میسازد. کودک در آغاز، عمیقاً وابسته به مادر است و تصویری جز روایتِ مراقبینش از زندگی و جهان ندارد. او آزاد نیست. نه در درون و نه در بیرون. حرکت به سمتِ آزادی، آرام و تدریجی آغاز میشود و با فراز و نشیبهای گوناگونی همراه است. مادرانِ ناپخته و بیمار، در برابر آزادی و استقلالِ کودکان مقاومت میکنند و محیطِ محدودکننده و تکآوایی، موانع گوناگونی را بر سر راه آزادی آنها و رسیدنشان به روایتی متفاوت و شخصیتر از واقعیت، قرار میدهد. امّا حرکت به سوی آزادی، با همه سختیهایش آغاز میشود. غایت چیست؟ هرچه آزادتر شدن، البته در چارچوبِ واقعیتِ اجتماعی و فیزیکیِ بیرونی. آنچه در این مسیر ساخته میشود، آزادیِ درونیِ بیشتر است و همین آزادیِ درونی است که امکانِ خلاقانه زیستن و رشد در محیطِ بیرون را نیز برای فرد فراهم میکند. او در دیالکتیک میانِ این آزادی درونی و جبرهای بیرونی، جهانِ خودش را بنا میکند.
در این بین، روانکاوی در پیِ افزایشِ این آزادیِ درونی و فاعلیت فرد است. مطابق روایتِ روانکاوی، فرد بیش از هر چیز در بندِ ناهشیار خود و روایتِ آموخته شده از جهان است. او باید بتواند هرچه بیشتر، از تأثیرِ زیاد امّا مجبورانه ناهشیار رهایی یابد و با ساختنِ ایگو یا منی توانمندتر، به روایتِ خود از جهان برسد. به همین دلیل است که در درمان، تلاش پیوستهای صورت میگیرد: به هشیاری در آوردنِ هرچه بیشترِ ایدههای ناهشیار، تقویتِ ایگو یا منِ فرد و تلاش برای کاستن از اقتدارِ روایتِ درونیشده از زندگی. به این معنا، روانکاوی در پیِ آزادتر کردنِ هرچه بیشترِ فرد است. اگزیستانسیالیسم هم چنین سودایی دارد، امّا با شیوهای کم و بیش متفاوت.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن