یادداشت‌ها

این اتاق زمانی پُر بود. حالا که برگشته‌ام از آن همه آدم و میز و صندلی و صدا، خاطره مانده

مشاهده‌ی مطلب

چیزی از دستم می‌افتد. به زمین می‌خورد. می‌شکند. تماشایش می‌کنم. مثل قبل نمی‌شویم، نه من، نه آن چیز و نه

مشاهده‌ی مطلب