یادداشتها
خزانه عاطفی- رفتاری
کاری را در خزانه رفتاری خود داشتن، یعنی آن کار را شدنی و معنادار دانستن و خودانگیخته انجام دادن. مثلا
دیدن لباس جدید پادشاه
بزرگسالی یعنی امیدی به یافتن پاسخ مهمترین پرسشهایت در مورد زندگی و جهان نداشته باشی، اما بتوانی فراموش کنی و
روایتِ گونهای تنهایی عمیق
هر آدمی متنی است پر از معانی آشکار و پنهان. متن درون هر آدمی خوانندگانی دارد، اصلیترینش خود او. با
موهبتِ بزرگسالی
این را معمولا از معایب بزرگسالی به حساب میآورند ولی دقیقتر که نگاه کنی پی میبری که بیشتر موهبت و
گذرگاههای یکسان و عابران متفاوت
ما خودمان را در مسیری مستقیم و یکطرفه تجربه نمیکنیم. یعنی اینطور نیست که هر روز یا هر سال با
زخمهای روانی
زخم های جسمی قابل رویتند. میتوان ابعادشان را دید، عمقشان را سنجید، برای تحمل دردشان کاری کرد و میتوان دیر
معنای فرزند
داشتم در خیابان قدم میزدم. زن و مرد جوانی از رو به رو میآمدند و زن داشت با صدای بلند
دوم خرداد، ۲۳ سال پیش بود. ناباورانه این عدد را در ذهنم تکرار میکنم. اغلب ما هر سال دوم خرداد
لاادریِ پیشتر هوادار یا پیروِ اکنون ناصادق؟
(در توضیحِ متنِ «فرهیختگان میانمایه») دوستی همان سؤالی را از من پرسید که خیلی وقتها خودم از دیگران یا خودم
فرهیختگان میانمایه
یکی از اقسام غیراصیل، میانمایه یا حتی منافقانه زیستن در زمانه ما، پنهان شدن پشت نظریهها و آراء گوناگون و
دعا؛ گرهگشایِ گرهآفرین
مسئله دعا یکی از بغرنجترین مسائل الهیاتی است. گرهگشایِ گرهآفرینی است که انسان را از تنهایی و ناامیدی بیرون میآورد
واسازی قصههای تکراری
چیزی که وضع و حال ما را تغییر میدهد، توانِ واسازی (deconstruction) قصههایی است که به خودمان میگوییم؛ اینکه بتوانیم