یادداشتها
نیاز ما به همزبان
فهم اینکه چه کسی همزبان ما است، چندان دشوار نیست. خیلی وقتها ناخودآگاه یا با چند نشانهی ساده به آن
احساسات ناخوشایند در تعامل با دیگران
برای خیلی از ما، بیشتر دیدنِ آدمها یعنی بالا آمدنِ احساساتی گنگ یا ناخوشایند؛ مثلاً حسادت، بیکفایتی، احساس خطر، حقارت،
زندگی در حیرت
در نوجوانی و جوانی، به زندگی و بودن در این جهان که فکر می کردم، از دریچهی حیرت و سرگشتگی
حق پیشرفت نکردن
اسمش را شاید بتوان گذاشت حق پیشرفت نکردن؛ اینکه آدم در کاری از پلهی اول بالا برود، از پله دوم
مبهوت شدن…
به مبهوت شدن فکر میکنم. به آن حالتِ گیجی و سکوتی که در آن، حال خودت را نمیفهمی و کلمهای
شاید زندگی طور دیگری هم بتواند باشد
من، فقط همین نوع زندگی کردن را بلدم؛ اینکه همین کارهایی را بکنم که میکنم، با غمهایم همینطور کنار بیایم
پذیرش بخشهای ناخوشآیند و کاستیهای خود
اغلبِ ما تحمل پذیرشِ بخشهای بد، ضعیف یا ناخوشایندِ خودمان را نداریم. برای همین یا انکارشان میکنیم، یا با فرافکنی،
آبروی عاشقی و عمرِ آدمی؛ تأملی دربارهی عاشقی واقعگرایانه
عشقهایِ در یک نگاهِ شورانگیز، عشقهای به وصل نرسیدهی پرسوز و گداز، عاشقان عجیبوغریب، هجران و فراقهای طولانی، موانع و
آنکه صاحبخانه نیست؛ تأملی دربارهی «من واقعی»
اغلب ما به دیگران و منِ گذشتهمان بیشتر متعهدیم تا خودمان و من واقعی اکنونمان. یعنی یا بیشتر بهدنبال کسب
دروغهای کوچک معمولی
ما آدمهای معمولی را همین دروغهای کوچک بیهوده از پا در میآورند؛ همین دروغهای کوچکی که باعث میشوند حالِ خودمان
آمادگی روانی
گاهی برای یک تغییر، همۀ آنچه لازم داریم، نه دانش بیشتر یا تصمیمات تازه، بلکه آمادگی است. آمادگی یعنی هضمکردنِ
جنسیت و معنای زندگی
انسان، موجودی بیجنسیت نیست و وقتی از معنای زندگی او صحبت میکنیم، نمیتوانیم تجربهاش از زنانگی یا مردانگی را نادیده