نیاز ما به همزبان
- تاریخ انتشار:
فهم اینکه چه کسی همزبان ما است، چندان دشوار نیست. خیلی وقتها ناخودآگاه یا با چند نشانهی ساده به آن پی میبریم.
اما توضیح دادنش گاه آنقدر دشوار میشود که ناممکن به نظر میرسد. چه چیزی همزبانی را میسازد؟ چه چیزی باعث میشود احساس کنیم کسی حرف ما را میفهمد؟ چه نشانههایی، احساسِ آشنایی را به ما میدهند؟
خیلی وقتها نمیتوانیم به این پرسشها، پاسخ روشنی بدهیم. اما همیشه تقریباً از یک چیز مطمئنیم: “اینکه نیاز به یافتن همزبان، نیازی اساسی است”. بیهمزبان، بیخانمان است، بیصدا است، قرار پیدا نمیکند و همیشه، جایی در درونش تنها باقی میماند. جستوجوی همزبان ما را به رابطهها و محیطهای گوناگون، به کتابها، به فیلمها و به شهرها و کشورهای دیگر و … میکشاند؛ دست آخر هم آیا آرام بگیریم یا نه؟
و چه خوب که فضای مجازی، ما را در معرض هم قرار داده و هرقدر دور و دیر، فرصت همزبانی را برایمان فراهم کرده است.
نام اثر: Friendship
نقاش: Eithne Roberts
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن