یادداشتها
درمورد کریستین بوبن (در پی درگذشتش)
کریستین بوبن درگذشت. چندباری در این سالها به رفتنش فکر کرده بودم؛ به اینکه آدمی با نگاه او به زندگی،
واقعیتی که ناامیدکننده نیست
تقریباً همه خشمگینیم؛ بعضی کمتر و بعضی بیشتر. بعضی از ما قاطعیم و بعضی تردید داریم. بعضی از ما عملگراتریم
کسی غیر از خود ما قرار نیست پاسخها را بداند
اتفاقات این روزها علاوه بر آشوب عاطفی و احساسی، آشوبی فکری را هم در ما دامن زده است. سرعت اتفاقات
مواجهه پیوسته با شر و مرگ
مواجهه پیوسته با شر و مرگ از عهده اغلب ما آدمهای عادی خارج است. بسیاری از ما نهایتاً هر چند
خشمی که اگر تجربه و ابرازش نکنیم، بیمار میشویم
خشم، هیجانی است که بسیاری از ما نمیدانیم با آن چه کنیم. خیلی از ما حتی نمیتوانیم آن را چنان
بازپسگیری خیابان به نفع زندگی
همهی این سالها خیابان از آنِ مردم نبود. سالها قبل حتی خانهها هم چندان از آنِ مردم نبودند و قوانین
پرسشگری رادیکال و جستجوی ابزارهای تازه
موقعیتِ جدید، ابزارهای جدیدی برای فهم میخواهد. این تعبیر یک ماه است که در سرم میچرخد اما میگویم این لابد
فرد روزمره و هجوم سیاست
[ هجوم سیاست در زندگی روزمرهی ما غیر قابل اجتناب شده. ] آنچه در حال رخ دادن است، برای خیلی
واقعیت در حال تغییر (در پی وقایع سیاسی-اجتماعی سال 1401)
اکنون دیگر واقعیت نه فقط آن بیرون که در درون ما و در میانِ ما هم تغییر کرده است. ما
دربارهی شجاعت و صراحت این روزها
دربارهی شجاعت و صراحتی که این روزها نه فقط در سیاست که در فرهنگ عمومی هم تغییرات چشمگیری را رقم
شهروند ایران بودن…
شهروند ایران بودن، چیز عجیبی است. ذهنت پُر میشود از تصاویر، حرفها، صداها و اتفاقاتی که توان هضم کردنشان را
خشمی که باید با آن زندگی کرد
گفت: وقتی این روزا کسی با خشم و احساس گناه پیشت میاد با این حسهاش چه کار میکنی؟ گفتم: احساس