اکنون دیگر واقعیت نه فقط آن بیرون که در درون ما و در میانِ ما هم تغییر کرده است. ما امروز واقعیت متفاوتی را زندگی میکنیم؛ واقعیتی آمیخته به رویا و کابوس اما بهدور از فروبستگیِ پیشین؛ واقعیتی که در آن بسیاری از فروریختنیهای اعتقادی، عرفی و فرهنگی در حالِ فروریختناند؛ واقعیتی که دیگر نمیشود با ایدهها و مفاهیمِ آشنای همیشگی آن را فهمید.
آنچه در حالِ رخ دادن است، صرفاً یک تحول سیاسی نیست و آنچه به آن نیاز داریم، بسیار فراتر از تحلیل سیاسی یا پیشبینی آینده است.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن