نیاز داریم کمی گُم بشویم
همه ما به آدمها و حرفهایی نیاز داریم که به گونهای قابلتحمّل، دانستگیمان را از ما بگیرند و فرصتِ دوباره دیدن جهان را به ما بدهند. م...
وقتی نمینویسم
این روزها فکرهای زیادی به ذهنم میرسد و دلم میخواهد از آنها در اینجا بگویم یا بنویسم. امّا از خودم سوالاتی میپرسم که جلوی نوشتنم را ...
کار اصلی را خودش میکند
یکی از بهترین توصیفاتی که از رواندرمانی شنیدهام این است:
Psychotherapy is to help people help themselves.
یعنی کار رواندرمانی...
رابطه پیچیده فرد وسواسی با ازدستدادن
تلاش فرد وسواسی برای از دست ندادن، خیلی وقتها نتیجه عکس میدهد. او میکوشد جلوی هر فقدانی را بگیرد به این امید که چیزی از دست نرود و ن...
قصّهای بگو تا تو را بفهمم
برایم قصهای بگو. هر قصهای که دلت خواست، مثلاً قصّه یک سنجابِ گرسنه، یک پسربچه دهساله یا یک ماهیِ عید. برایم قصّهای بگو تا بفهمم چه ...
ابرهای ندانستن
گفتم: چرا میخواهی فلسفه بخوانی؟
گفت: تا حالِ خودم را بفهمم.
گفتم: چطور؟
گفت: چیزی در من هست که برای خودم روشن نیست. از جنسِ ح...
روان، تحمیل نمیشناسد
این را دیگر خوب فهمیدهام که هیچکس برای عبور از یک دوره نمیتواند خودش را هُل بدهد، و باید کارش را با آن مرحله تمام کند. کارش که تمام ...
سرنوشتِ خشم
خشمِ ابرازنشده یا شنیده نشده، گُم نمیشود؛ جایی برای ابراز شدن یا تخلیه شدنش پیدا میکند، حتی اگر آسیبی بزند، چه به دیگری، چه به خودِ ف...
بُرِش دادن زمان
تا به حال به این کارِ ما آدمها در علامتگذاری زمان توجّه کردهاید؟ اینکه روز و هفته و ماه و سال داریم، روزها را اسم گذاری میکنیم، برا...