یادداشتها
ما معمولیهای ترسیده
اغلب ما از خبرِ ترور حاج قاسم سلیمانی ترسیدهایم. دست خودمان هم نیست. چه او را قهرمان بدانیم و به
زنگ ورزشِ پنجشنبه صبح
هوای امروز تهران، طبق معمولِ این روزها آلوده است. توی تاکسی، مسافری که صندلی عقب نشسته بود گفت: «باز امروز
دوستی، کتاب وجود دیگری را گشودن است
بسیاری از ما خاک میخوریم گوشه جهان، کسی نمی بیندمان، صدایمان را نمی شنود و معنایمان نمی کند. بسیاری از
ترسهای سیاسی و اضطرابهای وجودی
زمانی بود که سیاست پدر و مادر نداشت و از ما شهروندان عادی دور بود. سیاست آنجا بود و واگذارش
تاب آوری از طریق گفتگو و در کنارِ هم بودن
عرفا ما را به سکوت فرا میخوانند؛ سکوتی درونی و بیرونی، سکوتی در ناحیه گفتار و سکوتی در ناحیه ذهن.
آموزههای مشکل آفرین و مصالحههای روان
گاهی اوقات آموزههای دینی، اخلاقی یا عرفی ایراداتی دارند که هر کار میکنیم نظراً نمی توانیم ایرادشان را بفهمیم. امّا
در میانه اعتماد و بی اعتمادی
به نظر میرسد اغلب ما در اعتماد کردن به خودمان یا دیگران، در یکی از این دو موضع آشنا مینشینیم:
خلقت زبان
من اگر خدا بودم، در ابتدای تولّد، آدم ها را با ذهن خالی نمیفرستادم توی این دنیا. ذخیره های ژنتیکی
تکثیر احساس گناه
«وای بر ما که … ». به جای این چند نقطه هر چیزی که میخواهید بگذارید. مثل اینکه: زندگی میکنیم،
آونگ آزادی
نسبت ما آدمها با آزادی و قدرت انتخابمان، یکی از پیچیده ترین وجوه زندگی هر کدام از ماست. یک وقت
اختیار در بیاختیاری
چون بباید برده را از خواجهای عرضه دارد از هنر دیباجهای چونک دارد از خریداریش ننگ خود کند بیمار و
گمشده در هزارتوی اخبار
می گوید: در این برنامه مهمان آقا یا خانم فلان هستیم، مفسّر اخبار خاورمیانه، جهان یا … . بعد مفسّر