یادداشت‌ها

تنهایی چیز غریبی است. آدم یک وقت چشم باز می‌کند و می‌بیند کسی دور و برش نیست، یا هست امّا زبانش را نمی‌فهمد یا هست و زبانش را می‌فهمد ا...
ادامه مطلب
یادداشت‌ها

همه ما آدم‌ها به کلمه نیاز داریم؛ برای فکرکردن به احساساتمان و برای سخن گفتن از آن‌ها. امّا چه بسیار زمان‌هایی که بی‌کلمه مانده‌ایم و چ...
ادامه مطلب
یادداشت‌ها

هیچ‌چیز مثل یک قصه گشوده در روان، توان فراخواندن احساساتِ مختلف را ندارد. مثل تکّه گوشتی رها شده وسط کوچه‌ای که گربه‌ها و کلاغ‌ها و مور...
ادامه مطلب
یادداشت‌ها

در سکوت شب به ترسی خیره شده بودم که از انتهای دشت می‌آمد‌ و سودای زمین‌گیر کردنم را داشت. ترس پیش‌تر و پیش‌تر آمد و همان لحظه‌ای که داش...
ادامه مطلب
یادداشت‌ها

وقتی بتونی از داخل ذهن هر آدمی به زندگی و جهان نگاه کنی، می‌بینی نرمالیتی، سلامت عقل یا هرچیز دیگه‌ای از این دست فقط یک توهّمه. هر کدوم...
ادامه مطلب
یادداشت‌ها

هر آدمی برای‌ زنده ماندن به قصه‌ای باورپذیر در مورد گذشته و آینده نیاز دارد. بدون چنین قصه‌ای آدم‌ها معلق می‌مانند میان مرگ و زندگی. و...
ادامه مطلب