- تاریخ انتشار:
هر آدمی برای زنده ماندن به قصهای باورپذیر در مورد گذشته و آینده نیاز دارد. بدون چنین قصهای آدمها معلق میمانند میان مرگ و زندگی.
وقتی گذشته را نمیفهمیم* و هیچ تصویری از آینده در ذهنمان پاگیر نمیشود، دچار چنین فقدان روایتی می شویم؛ فقدان روایتی همراه با سرگشتگی.
*اینکه چرا و چطور اینگونه سپری شده است.
اشتراک گذاری
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن