پایانی به اختیارِ خود
اختیار و دوسوگرایی آفتِ پایان است. چیزی تمام نمیشود. آن بیرون هم اگر تمام شود، توی آدم تمام نمیشود. انگار دلت میخواهد چیزی ناگزیر بی...
حساستر بودن
اوضاع دنیا که خراب است؛ حتی شاید خرابتر از آنی که فکر میکنیم. یعنی در اصلِ این خرابیِ دیوانهوار شکّی نیست. امّا هرچه بیشتر میگذرد ب...
بدنی که مال من نبوده
گفت: خیلی مهمه که آدم بدن داشته باشه و بدنش مال خودش باشه. خیلی مهمه که آدم توی بدن خود احساسِ توی خونه بودن داشته باشه. خیلی از ما بد...
توریِ انسانی
گفت: اوضاع خرابه. خیلی خرابه. ببین، نمیخوام حرف مفت بزنم. ولی محبتهای کوچیک هنوز هم یا حتی بیشتر از همیشه جواب میدن.
گفتم: محبتهای...
لذّت دشوارِ قدردانی
واقعیت این است: ما خیلی به دیگران نیازمندیم، امّا جسارت ابراز کردنش را نداریم. ما به بودنِ دیگری، به نگاهش، تحسینش و یاریاش نیازمندیم....
جادوی گفتگو
من به گفتگو ایمان پیدا کردهام؛ به اینکه خیلی وقتها جواب میدهد. جواب میدهد هم یعنی حتی اگر مشکل را حل نکند، ما را به جای متفاوتی می...
اعتیاد به اضطراب
گفت: من صرفاً مضطرب نیستم. من به اضطراب معتادم.
پرسیدم: یعنی چی؟
گفت: گمونم منظورم روشنه. اعتیاد چطوریه؟ اگر مواد بهت نرسه، حالت ...
دنیا میتونه جور دیگهای هم باشه
گفت: باورت میشه دنیا فقط از نگاه توئه که این شکلیه؟
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دنیا برای یک نفر دیگه میتونه چیزِ خیلی متفاوتی باشه. تو ...
گاهی هم شاید بارانی بیاید
دست به کلمه که میبرم، اندوه میتراود از میان انگشتانم. به دستانم نگاه میکنم. میترسم. چرا اندوه؟ چرا اینهمه اندوه؟ دست میکشم از نوش...
عینکِ حیرت و جادوی فراموشی
فکرش را بکن. میلیاردها آدم هر از چندگاه به مرگ فکر میکنند و حتی یک نفرشان نمیتواند قدمی در حل این معما پیشتر برود. هزاران سال است که...