نگاهِ دیگری
رولو مِی، جایی در میانه بحث از رواندرمانی اگزیستانسیال مینویسد:
«پذیرفته شدن از سوی دیگری، مثلاً درمانگر، به بیمار نشان میدهد که ...
برای ما هم جا هست
بچه که بودم وقتی صحبت از آخرت میشد، هر کجا، توی خانه یا مدرسه یا هر جای دیگری، یک تصوّر وجود داشت: اگر در کودکی بمیری به بهشت می...
جهانی بیاندازه نابرابر
مسئله نابرابری جدّی است. ما آدمها نابرابر به دنیا میآییم، در نابرابری زندگی میکنیم و در نهایت نابرابر میمیریم. چیزها خیلی بیش از آن...
مهربانِ قاطع
مهربانِ قاطع؛ ترکیبی که در آن هم حالِ خودِ فرد خوب است و هم اطرافیانش. مهربانِ قاطع، کسی است که مرز دارد، بهوقتش میتواند نه بگوید و ا...
خشمِ مراقبت و ضرورت ترمیم
هرقدر هم آدمِ خوب و مهربانی باشی، هرقدر هم انساندوست باشی، هرقدر هم آموزش دیده باشی، مراقبت از کودکان، کم یا زیاد برای یک معلّم خشم می...
پیدا شدن
امروز به بهانه روز روانشناس خیلی به اتاق درمان، اثربخشیاش و آسیبهایش فکر میکردم. امّا از این بین یک ویژگی آن خیلی بیشتر برایم تداعی ...
کاری بکن، همین
حساسیت به درد و رنجِ دیگری چیز عجیب و گیجکنندهای است. داری فیلم میبینی و یک هو تصویری تو را یاد روزهای اوّل اشغال افغانستان توسط طال...
بزرگسالی و تغییر چهرۀ جهان
وقتی جوانتری، بزرگتر شدن برایت معانی ساده و گاه خندهداری دارد. خیال میکنی همهاش خلاصه میشود در سفید شدن موها، پا گرفتن توی شغل و ح...
ایجاد علقه میانِ جنایت و جنایتکار
ویکتور هوگو در جایی از رمان «کلودِ ولگرد» (ترجمه محمد قاضی)، پس از شرححال کامل «کلود»، شروع میکند به ایراد یک خطابه جانانه در مذمت زن...
ضرورت ساختن جمعهایی برای خود
چاره دیگری نیست. باید گروه و جمع خودمان را بسازیم و تا هر زمان که تابش را داشت یا شوقش را داشتیم، نگهش داریم.
اغلب ما تغییر کردهایم...