روشنفکر و مسئله امید
این روزها، به کرّات به این فکر میکنم که در چنین شرایطی، چه کاری از روشنفکر بر میآید؟ نمیپرسم "وظیفه روشنفکر چیست؟" چون به چیزی از جن...
خزانه عاطفی- رفتاری
کاری را در خزانه رفتاری خود داشتن، یعنی آن کار را شدنی و معنادار دانستن و خودانگیخته انجام دادن. مثلا کسی که توجه به خرابی چیزها و تعمی...
دیدن لباس جدید پادشاه
بزرگسالی یعنی امیدی به یافتن پاسخ مهمترین پرسشهایت در مورد زندگی و جهان نداشته باشی، اما بتوانی فراموش کنی و ادامه بدهی. بزرگسالی یعن...
روایتِ گونهای تنهایی عمیق
هر آدمی متنی است پر از معانی آشکار و پنهان. متن درون هر آدمی خوانندگانی دارد، اصلیترینش خود او. با این همه، خود او همیشه بهترین مفسر ا...
موهبتِ بزرگسالی
این را معمولا از معایب بزرگسالی به حساب میآورند ولی دقیقتر که نگاه کنی پی میبری که بیشتر موهبت و حسن است تا عیب: در بزرگسالی اغلب چ...
گذرگاههای یکسان و عابران متفاوت
ما خودمان را در مسیری مستقیم و یکطرفه تجربه نمیکنیم. یعنی اینطور نیست که هر روز یا هر سال با بخش تازهای از درون خودمان آشنا بشویم. س...
زخمهای روانی
زخم های جسمی قابل رویتند. میتوان ابعادشان را دید، عمقشان را سنجید، برای تحمل دردشان کاری کرد و میتوان دیر یا زود علاجی برایشان یافت. ...
معنای فرزند
داشتم در خیابان قدم میزدم. زن و مرد جوانی از رو به رو میآمدند و زن داشت با صدای بلند و با عصبانیت چیزهایی به مرد میگفت. من اینجور مو...