شاید زندگی طور دیگری هم بتواند باشد
من، فقط همین نوع زندگی کردن را بلدم؛ اینکه همین کارهایی را بکنم که میکنم، با غمهایم همینطور کنار بیایم که میآیم، اضطرابهایم را همین...
پذیرش بخشهای ناخوشآیند و کاستیهای خود
اغلبِ ما تحمل پذیرشِ بخشهای بد، ضعیف یا ناخوشایندِ خودمان را نداریم. برای همین یا انکارشان میکنیم، یا با فرافکنی، آنها را به دیگران ...
آبروی عاشقی و عمرِ آدمی؛ تأملی دربارهی عاشقی واقعگرایانه
عشقهایِ در یک نگاهِ شورانگیز، عشقهای به وصل نرسیدهی پرسوز و گداز، عاشقان عجیبوغریب، هجران و فراقهای طولانی، موانع و رهزنان عاشقی و...
آنکه صاحبخانه نیست؛ تأملی دربارهی «من واقعی»
اغلب ما به دیگران و منِ گذشتهمان بیشتر متعهدیم تا خودمان و من واقعی اکنونمان. یعنی یا بیشتر بهدنبال کسب توجه و احترام دیگرانیم و یا د...
دروغهای کوچک معمولی
ما آدمهای معمولی را همین دروغهای کوچک بیهوده از پا در میآورند؛ همین دروغهای کوچکی که باعث میشوند حالِ خودمان را نفهمیم و کسی نفهمد...
آمادگی روانی
گاهی برای یک تغییر، همۀ آنچه لازم داریم، نه دانش بیشتر یا تصمیمات تازه، بلکه آمادگی است.
آمادگی یعنی هضمکردنِ عاطفیِ آنچه میدانیم و ...
جنسیت و معنای زندگی
انسان، موجودی بیجنسیت نیست و وقتی از معنای زندگی او صحبت میکنیم، نمیتوانیم تجربهاش از زنانگی یا مردانگی را نادیده بگیریم.
زنی که...
دو روایت از مراحل سوگ
در این تصویر دو وضعیت با نوعی بیان طنزآمیز با هم مقایسه شدهاند. یکی مراحل سوگ بر اساس پژوهشهای مرتبط و دیگری روایتی از اندوه و سوگ تح...
مهربانِ مجبور
من آدمهای مهربانِ کلافه و غمگین زیادی را میشناسم؛ آدمهایی که دیگران دوستشان دارند و مهربانیشان را ستایش میکنند، اما حال خودشان خوب...
کمک دیگری به رشد فهم ما
دوستی میگفت: خیلی چیزها را به وقتش نمیدانیم. تنها زمانی میفهمیم که هزینههای زیادی دادهایم و چندان فرصت و توانی هم برای استفاده از ...