- تاریخ انتشار:
گاهی اوقات همه چیزی که نیاز داریم، دست برداشتن از روایتهای آشنا و ترس خوردهای است که گذشته، حال و آینده زندگیمان را با آنها میفهمیم. ما عمیقاً پایبند روایتهایمان از زندگی (هرقدر ناکارآمد) هستیم. طبیعی هم هست. زندگی را جز از طریق آنها نمیشناسیم. تغییر، زمانی رخ می دهد که به اتفاق یا از سر جستجویی، فرصتِ ترک برداشتنِ روایتهایمان یا روبرو شدن با روایتهای تازه را پیدا میکنیم.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن