در معرَض بودن و آموختن
گاهی مسئله بیش از هر چیز بلد نبودن، ندیدن و آشنا نبودن است. میفهمی یک جای کار میلنگد. میفهمی حالت خوش نیست. میفهمی این آن چیزی نیست...
هوس گم شدن
یک جایی از عمر هم آدم دلش میخواهد گُم بشود. میپرسی چرا؟ پاسخش را دقیق نمیدانم. فقط دلت میخواهد گُم بشوی، بروی، نباشی و آنقدر بگردی...
اغلب ما به خودکشی فکر کردهایم/میکنیم
خودش را کشت. هیچکس دقیق نفهمید چرا، حتی خودش. این قصه بسیاری از خودکشیها است. خیلی وقتها خودکشی همینقدر معماگون باقی میماند.
قرار...
هنرِ رها کردن وهم ها
روز اول عید بعد از چند سال همدیگر را دیدیم. رابطه من و او از آن رابطهها است که فاصله نمیشناسند و همیشه حرف برای زدن با هم داریم.
گف...
آدم نمیتواند از خودش جلو بزند
سال که به پایان میرسد، بسیاری از ما بیآنکه تصمیم بگیریم، درگیر مرور کردن و ارزیابی کردن میشویم و به رسیدن و نرسیدن و به زندگی و مرگ...
بهار و سرخوشیهای گاه غمناکش
بهار و اعتدالِ هوا بر ما هم مثل گیاهان و حیواناتِ دیگر اثر می گذارد. ما هم مثل همه آنها بدنمندیم و همچون هر جزء دیگری از طبیعت، دگرگون...
امید واقعگرایانه (یا “چرا دیگه از امید نمینویسی؟”)
گفت: "میشه دوباره امیدوارانه بنویسی؟" گفتم:"چهطور؟" گفت: "همیشه توی نوشتههات حتی وقتی تلخترین چیزا رو توصیف می کردی، اون تهِ ته، روز...
مدیریت آسیب در شرایط بحرانی
غمگینم که این حرفها را میزنم. اما شاید کمی به کار بیاید. در حین خواندنش یادتان باشد که از پذیرش فعالانه حرف میزنم و نه انفعال. ما هم...
دوپارگی
خودی دوپاره را زندگی میکنم. بخشی از من زندگی میکند، کار میکند، میخوابد، بیدار میشود و با آدمها حرف میزند. بخش دیگری از من اما مد...
درمورد کریستین بوبن (در پی درگذشتش)
کریستین بوبن درگذشت. چندباری در این سالها به رفتنش فکر کرده بودم؛ به اینکه آدمی با نگاه او به زندگی، چگونه با مرگ روبرو میشود و چگونه...