- تاریخ انتشار:
- فارغ از دو تجربه دلگرمکننده روایت شده در این متن، تاکید مهدی عزیز بر اینکه نظم و مسئولیتپذیریِ چنین افرادی هم از دل ساختارهایی بیرون میآید و صرفا فردی و اتفاقی نیست برای من قابل تامل بود. این حرف نشان میدهد رشدیافتگی و رشدنیافتگی و سلامت و فساد ساختاری، امری فراگیر نیست و گزارههای کلی مبنی بر اینکه امیدی به این بروکراسی پرفساد نمیتوان داشت، جای تردید دارند. ذهنیت مطلقانگارِ بسیاری از ما جهان را سیاه و سفید میبیند و ناگزیر ما را به درماندگی و استیصال میرساند. اما اگر مطلقانگار نباشیم، هم امیدی برایمان باقی میماند و هم تحت هر شرایطی امکان کنشگری و اثرگذاری خواهیم داشت. در واقعیتِ فضای سیاسی، ساختارهای فاسد و سالم توامان حضور دارند و نظمها و بینظمیها و مسئولیتپذیریها و مسئولیتگریزیها در کنار هم اتفاق میافتند. کنشگری ما در سطح خُرد، میتواند معطوف به تقویت نهادها و رفتارهای سالم باشد و در سطح کلان، معطوف به مطالبه پاسخگویی و شفافیت از ساختاری که به تجربه فهمیدهایم ظرفیت سالم بودن را دارد. هم بالاتر از سیاهی رنگی هست و هم غیر از سفیدیِ مطلق، جهانهای قابلزیستنی. اما اغلب ما خو کردهایم به مطلقانگاری و درماندگی.
نوشتههای دکتر سلیمانیه عزیز (جامعهشناس)، همیشه یادآور کنشگری واقعبینانه و امیدورزانهاند. خواندن نوشتههایشان را جدا توصیه میکنم.
اشتراک گذاری
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن