وزن چیزها
- تاریخ انتشار:
پیشتر در آثار افلاطون میخواندم که هنر زندگی چیزی از جنس «هنر اندازهگیری» است. اینکه بتوانی وزن چیزها را درست تشخیص بدهی؛ سخت یا آسان بودن کارها، عمیق یا سطحی بودن احساسات، متناسب بودن یا نبودن نگرانیها، مهم بودن یا نبودن آدمها، ارزشمند بودن یا نبودن خواستهها و … .
اغلب ما رنج میکشیم یا از دست میدهیم چون نتوانستهایم وزن چیزها را به درستی بفهمیم. خیلی وقتها میتوانیم از پس فهمیدن درستی یا نادرستی یک چیز بربیاییم اما ناتوانی در سنجش وزن، اهمیت، ارزش و واقعی بودن آن است که ما را دچار مشکل میکند.
ترازوی آسیب دیده احساسات و عواطف، این چیزیست که بسیاری از ما را از پیگیری خواستههایمان دور میکند.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن