- تاریخ انتشار:
وقتی بتونی از داخل ذهن هر آدمی به زندگی و جهان نگاه کنی، میبینی نرمالیتی، سلامت عقل یا هرچیز دیگهای از این دست فقط یک توهّمه. هر کدوم از ما پُریم از انگیزهها، فکرها و خوشایندها و بدآیندهای عجیب و غریب و اینجور چیزها محدود به من یا تو نیست.
هیچکس معمولی یا نرمال نیست و این حرف خیلی مهمه. خیلی وقتها ما خودمون رو به خاطر خواستهها و احساساتمون متهم میکنیم چون به نظر عجیب و غیرنرمال میرسن. اما وقتی ببینی هیچ کس نرمال نیست و همه به اندازه تو یا بیشتر از تو نامعقول و عجیبن، اون وقت کمتر با خودت میجنگی.
ادبیات و سینما که روایت ذهنها و زندگیهای دیگه رو برامون میکنن به ما نشون میدن که نرمالیتی توهّمیه ناشی از محدود موندن ما به ذهن خودمون و قصه گفتن در مورد خواستهها و احساسات آدمهای دیگه.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن