نبرد اصلی هر کس با خود اوست؛ نبردی برای زنده نگه داشتن اشتیاقها و خواستههایش.
- تاریخ انتشار:
همیشه چیزی در درون ما هست که خوشی و داشتن را تاب نمیآورد و سوگواری و اندوه را بر میگزیند. نبرد اصلی هر کسی مبارزه با این میل رنج آور به فروماندن در ناکامیهای آشنا و تکراری است. روان بسیاری از ما رنج آشنا را بر خوشی خواستنی اما ناآشنا ترجیح میدهد و ما را در حیرت از انتخابها و کنشهایمان باقی میگذارد:
«مگر نمیخواستم؟ پس چرا خرابش کردم؟»
اشتراک گذاری
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن