جهانی بیاندازه نابرابر
- تاریخ انتشار:
مسئله نابرابری جدّی است. ما آدمها نابرابر به دنیا میآییم، در نابرابری زندگی میکنیم و در نهایت نابرابر میمیریم. چیزها خیلی بیش از آنچه تصور میکنیم، تصادفی و اتفاقی هستند. یکی برای آنچه تو از پیش داری تمام عمرش را میدود و آخر کار آیا برسد یا نرسد. یکی جهانِ تجربههای روزمره تو در کنار عزیزانت برایش رویاست. یکی هم با تجربههایی درگیر است که تو حتی تصوری هم از آنها نداری. ترسهای ما مثل هم نیست، تجربههایمان هم، درماندگیهایمان هم، ادراکمان هم. ما خیلی وقتها حرف هم را نمیفهمیم چون اصلاً نمیدانیم نداشتنِ بعضی چیزها که ما از آغاز داشتهایم (از مال و سلامتی گرفته تا هوش و زیبایی و …) یعنی چه. ما حالِ هم را نمیفهمیم و وقتی میگوییم میفهمیم و راهحلهای کلی برای خوشبختی و چه و چه میدهیم، صادقانه بگویم، حرف مفت میزنیم. راهحلهای ما اغلب صرفاً به درد خودمان و آدمهای مشابه خودمان میخورد. طبقه دیگر (چه بالاتر از ما و چه پایینتر از ما)، خیلی وقتها راهحل دیگری میخواهد.
در این فضا باید تا جای ممکن سکوت کنیم و بگذاریم هر کسی از جهانِ تجربه ها و دردهای خودش بگوید و به جای همه حرف نزنیم. بدانیم آنچه داریم (هرچه که هست) از سرِ استحقاق نیست. نابرابر و بیحساب و کتاب به ما داده شده و به دیگری داده نشده است. پس اگر میتوانیم این نابرابری را به هم بزنیم و رایگانبخشی کنیم. خودمان را برای ترسها، شرمها، نرسیدنها، نشدنها و عقببودنها سرزنش نکنیم. ما اصلاً از جای یکسانی آغاز نکردهایم. و در نهایت همدیگر را خیلی بیش از آنچه اکنون میبخشیم، ببخشیم؛ ما داریم قصههای عمیقاً متفاوتی را زندگی میکنیم.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن