امیدوار کردن و سپس محروم کردن
- تاریخ انتشار:
به معنای این کلمه انگلیسی دقّت کنید:
Tantalize: to show or promise something that someone really wants, but then not allow them to have it.
ترجمه فارسی سادهاش میشود “امیدوار کردن و سپس محروم کردن”.
همین یک کلمه با همه سادگیاش به پیچیدگی مهمی در نسبت انسان با خودش، با دیگری و با جهان اشاره میکند و گستره وسیعی از تجربههای ما را به تصویر میکشد. به خودمان نگاه کنیم. به اینکه چقدر این کار را با خودمان میکنیم. بعد به اطرافمان نگاه کنیم؛ به دوسوگرایی آدمها در رابطهشان با ما و دوسوگرایی ما در رابطه با آدمها. خیلی وقتها هم عامدانه چنین کاری نمیکنیم. رخ میدهد. به همین سادگی. بعد خودمان یا دیگران را میبینیم که در شکاف میان امید آغازین و محرومیت نهایی، پر از غم شدهایم و آنقدر این تجربه برایمان تکرار شده است که دیگر اعتماد نمیکنیم. گاهی اوقات فکر میکنم آدم این قصه را با خدا هم دارد و اغلب خستگیهای دینی و دلزدگیهای معنوی محصول چنین تجربهای در نسبت با امر قدسی است.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن