- تاریخ انتشار:
+ به زمین نگاه کن. باورت میشه که یه روزی رهاش میکنیم؟ ما همین امروزو فرصت داریم.
– برای چه کاری؟
+ نمیدونم. فقط میدونم همین امروزو فرصت داریم. بعد دیر میشه. بعد دیگه نیستیم.
– مگه فرقی هم میکنه که چه کار کنیم؟
+ نمیدونم. رنج نکشیم بهتر نیست؟ حالمون خوب باشه بهتر نیست؟
– چرا. بهتر که هست. ولی من هیچوقت نفهمیدم اینکه میگن زندگی دو روزه، چه فرقی میکنه. دو روز یا اصلاً یک روز، چه کار کنیم؟ همینه دیگه. اینجاییم دیگه با این بدن و این قصه کجوکوله زندگیمون. کنفیکونش که نمیتونیم بکنیم. این حرفه انگار خالیتر از اون چیزیه که نشون میده.
+ هومم. میفهمم. آره، شاید خیلی هم معنایی نداشته باشه. به این آهنگ گوش ندیم؟
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن