پرسشِ دوباره از کارِ روشنفکری در زمانهی اعتراض
- تاریخ انتشار:
مردم را به اعتراض تشویق کردن، حرفهای رادیکال زدن، خود را قهرمان، انقلابی، منتقد و بیپروا نشان دادن مخصوصاً این روزها کار دشواری نیست. اما سیاست صرفاً عرصه کنشگریِ بیمحابا نیست.
بله، سکوت و بیقضاوت بودن و مشغول شدن به کنشهای کاذب چارهی کار نیست اما اعتراضِ بدون تفکر و بدونِ مسئولیتپذیری هم راه به جایی نمیبرد.
این روزها لازم است دوباره بپرسیم “کارِ روشنفکری چیست؟”. ما نیازمند روایتی واقعبینانه و در عین حال اخلاقی (مسئولیتپذیرانه) از کنشِ اعتراضی هستیم.
شاید این حرف کمی نابههنگام به نظر برسد اما فکر میکنم ما هنوز و همچنان عمیقاً به تفکر نیاز داریم. شاید لازم است کمتر حرف بزنیم اما پای همان حرفهایی که میزنیم بایستیم. شاید لازم است وقتی همه اعتراض میکنند، کمی بیشتر به سرشت، معنا و کارکرد اعتراضمان فکر کنیم.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن