جنگ‌های “شاید”

گفت: “من را جنگی می‌کشد که هنوز شروع نشده است”. حرفش به دلم نشست. چه کشته‌ها و زخمی‌هایی که در درونمان نمی‌دهیم و هیچ اتفاقی در بیرون نمی‌افتد یا نخواهد افتاد. ما را جنگ‌های ممکن می‌کشد، جنگ‌های خیالی، جنگ‌های اضطراب. کاش اینقدر نیاز به بقا و خاطره‌ی خطر نداشتیم تا این همه آرایش نظامی نمی‌گرفتیم برای جنگ‌های “شاید”. کاش می‌شد”همینجا”، “اکنون” و “زیستنِ به اقتضا با واقعیت”.

گمانم‌ نقشه راه با همه پیچیدگی‌ها و نشدن‌هایش همین است. اگر اینجا و اکنون کار کند، شاید آنجا و آنگاه هم کار کند‌. به سختی ممکن است اینجا و اکنونِ آدم کار نکند ولی قرار باشد زمانی چیزها چنان کار کنند که هم خودشان خوب باشند و هم این گذشته‌ی کم رضایت را جبران کنند. البته هر کسی هم باید خودش به اقتضای روانش معنای “اینجا و اکنون” را بفهمد و به کار ببندد.

اشتراک گذاری

آخرین مطالب