تقلیل مرارت: باید “من”ی باقی بماند که حقیقت به کارش بیاید
- تاریخ انتشار:
- برچسبها: اوضاع ایران, تابآوری, روانشناسی
تقریرِ حقیقت (بیان کردن حقیقت) یا تقلیل مرارت (کاهش دادن رنج)؟ این روزها، بارها به این پرسش بر میخورم. واقعیتِ آن بیرون بیش از اندازه ناگوار و تحملناپذیر شده است. باید از آن حرف بزنیم و در گفتوگوهایمان از تلخیاش بگوییم یا باید سکوت کنیم و مراقب باشیم این گفتن، باعث درد و رنج بیشتر دیگران نشود؟
من، اغلب اوقات اولی را ترجیح میدهم. وصل بودن به واقعیت و انکار نکردنِ آن، چیزی است که در نهایت ما را نجات میدهد. اما دو جا هست که قطعاً دومی را ترجیح میدهم: یکی زمانی که گفتن از واقعیت، بیش از آنکه تلاش برای به رسمیت شناختن آن باشد، بازآفرینیِ خودآزارانه-دیگرآزارانه مکرّر همان تلخیای است که هر لحظه تجربهاش میکنیم، و دوم زمانی که گفتن از این تلخی، بیش از توانِ روانیِ دیگری باشد و او را در آستانهی فروپاشی روانی قرار بدهد.
ما به آگاهی از واقعیت نیاز داریم و نه به خودزنی با واقعیت و ایجاد درماندگی. باید “من” ی باقی بماند که بتواند با واقعیت روبهرو بشود. همیشه باید پرسید گفتن از واقعیت در خدمت چیست و برای چه کسی صورت میگیرد؟
پانوشت: تعبیر “تقریر حقیقت یا تقلیل مرارت” را از استاد مصطفی ملکیان وام گرفتهام.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن