ترسِ غیرقابلتحمّل و ابتلای خودخواسته
- تاریخ انتشار:
تا به حال فکر کرده اید این همه وحشت از کرونا ممکن است از تحمّل بعضیها خارج باشد؟ آنقدر که تابِ چنین وحشتی را نیاورند و با بیملاحظگیِ عامدانه خودشان را گرفتار آن کنند؟ ترس، مکانیسم خوبی برای بازداری از خطر است امّا همه تحمّل یکسانی در برابر ترس ندارند. بعضیها در نتیجه این همه خبر و نگرانی، ترسِ بیش از تحمّلی را تجربه میکنند. فکر میکنید واکنشِ آنها در مواجهه با این ترسِ غیرقابلتحمّل چیست؟ خود را به دل مخاطره افکندن. چرا چنین کاری میکنند؟ برای اینکه بار این همه وحشت را بر زمین بگذارند و بتوانند به جای دست و پنجه نرم کردن با ترس و انتظار و تعلیق، با واقعیتِ خودِ بیماری روبرو شوند و به جای جنگیدن با سایهها، با خودِ دشمنِ بیرونی بجنگند. این واقعیت عجیبی در مورد ما آدمهاست؛ اینکه تابِ انتظار و تعلیق طولانی را نداریم و روانمان فارغ از هر نتیجهای ترجیح میدهد خودش را از تقلّایی کشدار و طولانی بیرون بکشد.
شاید یکی از آن افراد خودِ ما باشیم. برای همین باید میزانِ ورودیِ خبر و تحلیل و میزانِ حساسیت و وسواسمان را کنترل کنیم. باید بتوانیم خودمان را در مرزهای واقعیتِ ویروس کرونا نگه داریم و به دام ترسهای غیرقابلتحمّل ناشی از آن نیفتیم. همیشه باید به یاد داشته باشیم که آنچه ما را نجات میدهد، واقعیت است و نه هذیانِ جمعی و انباشت ترس.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن