بهای انکار
- تاریخ انتشار:
آنقدر دیر نکنید که ناچار به عجله کردن شوید. این را باید به خیلی از ما گفت؛ خیلی از ما که فکر میکنیم با انکار کردن و به تعویق انداختن، انتخابها خودشان صورت میگیرند و اتفاقات خودشان رخ میدهند. امّا دیر یا زود زمانِ گرفتن تصمیم یا انجام عمل فرا میرسد. آن وقت ماییم دقّتهای نکرده، پرسشهای پاسخ نداده و مقدّماتِ مهّیا نشده. حالا مجبوریم عجله کنیم، تصمیمات عجولانه بگیریم و کارهایِ حساب نشده بکنیم.
این حرف را باید به خیلی از ما گفت که همیشه سعی میکنیم اضطرابمان را با ندیدن و ترسمان را با پرهیز از مواجه شدن برطرف کنیم. امّا نمی شود. جهان به دروغها و خیالبافیهای ما متعهد نیست. زمان میگذرد و موعدها فرا میرسند. آن وقت، تصمیم که گرفته میشود و اتفاق که میافتد، مینشینیم به پرداختنِ بهایِ این الگوی همیشه نادرست. کاش میشد جسارتِ روبرو شدن و قاطعیتِ تصمیم گرفتنِ به موقع را میداشتیم.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن