انتخابِ خستگی
- تاریخ انتشار:
جهانِ تجربههای آدمی محدودیتهایش را آرام آرام عرضه میکند. در آغاز همه چیز شدنی است، امّا کم کم حقیقت آشکار میشود و میفهمیم که ما انسانها با همه تواناییها و پیچیدگیهایمان، در مهمترین امور زندگیمان مجبورترینیم. آن وقت میپذیریم که خستهشدن را نه به دیده اجباری ناگزیز و فرجامی ناخوشایند که به چشم یک انتخاب بنگریم؛ خستهشدنی که به ما امکان میدهد پیش از تمام کردن توش و توانمان، رضا بدهیم و باقیمانده خودمان و زندگی را دریابیم.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن