دربارهی شجاعت و صراحتی که این روزها نه فقط در سیاست که در فرهنگ عمومی هم تغییرات چشمگیری را رقم زده است:
گفت: شجاعت مُسری است، ترس هم همینطور. این همه دعوا و هُل دادن لازم نیست. خودت باش، کارت را بکن، آدمهای دیگر تو را میبینند و این دیدن کار خودش را میکند. این دیدن بیشتر از هر فریاد یا دعوایی اثر میکند.
گفت: صراحت داشتن هم مُسری است؛ از آدمی به آدم دیگر سرایت میکند، از بخشی از زندگی به بخش دیگر و از یک اتفاق به اتفاق دیگر. صریح بودن را یک بار که یاد بگیری، آرامآرام در مواقع دیگر هم صریح حرفت را میزنی یا کارت را میکنی.
گفت: شجاعت و صراحت مُسریاند و به سختی کسی میتواند آنها را ببیند و اثر نپذیرد. نیازی به دعوا نیست.خودت باش، صریح و شجاع. آن وقت، هر کسی که در درونش اشتیاق مشابهی داشته باشد، شاید آرام اما از تو اثر میپذیرد. تو خودت را باش و بگذار بودنت کار خودش را بکند. این بزرگترین کارِ تو است.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن