دیگرآزاریِ پنهانِ آدمهای خوب
- تاریخ انتشار:
چیزی که میخواهم بگویم کمی تند و شاید برای بعضیها آزارنده باشد. امّا هرچه بیشتر میگذرد، بیشتر احساس میکنم در پسِ بسیاری از وسواسهای اخلاقی، تغذیهای، دینی و … نوعی دیگرآزاریِ موجّه، نهفته است. این امور که با خوب و بد اخلاقی، سلامت جسم، بهداشت، وظیفه دینی، رستگاری و … سر و کار دارند، پوشش خوبی هستند برای دیگرآزاریای که اگر آشکار میبود، نه دیگران اجازه اعمال کردنش را به فرد میدادند و نه حتی خود او جسارت و شجاعت انجامش را پیدا میکرد. در حقیقت این امورِ خوب، پوششی میشوند برای فریبدادنِ خود فرد و دیگران تا در پسِ آن، خشمی به دیگری (و گاه به خود فرد) ابراز شود و تنشی در روانِ او آرام بگیرد. در این حالت با انسانهایی اخلاقمدار، مراقبِ سلامت جسم و دیندارانِ پرهیزگاری روبرو هستیم که وقتی سویههای موجّه رفتارشان را کنار میزنی، آنچه باقی میماند پرخاشگری و آسیب زدنی است که حسش میکنیم امّا اجازه ابراز کردنش را به خودمان نمیدهیم.
در حقیقت باید گفت چه رنجها که از این خوبیها و این آدمهای خوب نمیکشیم. امّا یک طرفه هم نباید به قاضی رفت. خیلی وقتها (ولی نه همیشه) خودِ آنها نیز خسته این فریبِ روانیاند و این خشونتِ پنهان شده در پسِ خوبیها، ابتدا خودِ آنها را قربانی میکند. آنها به دیگران آسیب میزنند امّا به بهای رنج کشیدن و گاه تنهایی خودشان. کاش میشد صدایِ آزردگیِ روانِ چنین افرادی (که بسیاری از ما چنین هستیم) را شنید، دلیل آن خشمِ انباشته شده را از میان برد و راهِ سازندهتری برای حل و فصلِ چالش زاینده این وسواس پیدا کرد. ما آدمها زیاده از حد رنجور و تنهاییم. کاش میشد کاری برای این رنجوری کرد.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن