نگاهِ دیگری
- تاریخ انتشار:
رولو مِی، جایی در میانه بحث از رواندرمانی اگزیستانسیال مینویسد:
«پذیرفته شدن از سوی دیگری، مثلاً درمانگر، به بیمار نشان میدهد که دیگر نیازی نیست در جنگ اصلیاش و در جبهه پذیرفته شدن از سوی دیگری یا دنیا به نبرد بپردازد. این پذیرش رهایش میکند تا باشندگیاش را تجربه کند.» (هستی، ویراستاران: رولو می، ارنست انجل و هانری ف. النبرگر، ترجمه سپیده حبیب، ص80).
حرف مِی این است که آدمیزاد یکی از نبردهای اصلی و یکی از تقلاهای همیشگیاش این است که از طریق نگاه دیگری، جایی در این جهان بیابد و زمین سفتی برای ایستادن پیدا کند. کسی که این دیده شدن و پذیرفته شدن را داشته باشد، یک دنیا بار را میگذارد زمین و میرود به سراغ لایههای عمیقتر خود. پیش از آن آدم هرز میرود در جستجویِ نگاه و پذیرش. پیش از آن گم شده است، جا ندارد، به یک معنا حتّی وجود ندارد. وقتی این نگاه و این پذیرش را پیدا میکند، جاگیر میشود یک جایی توی این دنیا. آن وقت میتواند بی هراسِ بیخانمانی سرک بکشد به این طرف و آنطرف.
چه خوب است آدم این خانه و این نگاه را داشته باشد و بتواند آن را به دیگران هم بدهد. توجّه مهمترین و شاید کم هزینهترین هدیهایست که آدمها به هم میدهند. حرفِ مِی این است که این توجّه و این دیدن نه فقط مایه لذّت دیگری میشود که فرصتِ تجربهگری و دنیایی امکانِ تازه برای ساختنِ نسبتی متفاوت با جهان را هم برایش فراهم میکند.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن