به گواهی تاریخ، زندگی دوباره به همه این کوچهها و شهرها باز میگردد؛ به تهران، به مشهد، به کابل، به هرات، به قندهار و … ، اینبار اما همچون طفلی زخمی و آسیبدیده که پیِ شادی میدود امّا مدام با نگرانی چشم میچرخاند به این سو و آن سو. زندگی دیر یا زود به همه این شهرها باز میگردد اما برای مدّتها فراموشاش نمیشود که زمانی اینجا جای بهتری بود و کودکانش توان بازیگوشی داشتند.
#ایران
#افغانستان
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن