گاهی برای یک تغییر، همۀ آنچه لازم داریم، نه دانش بیشتر یا تصمیمات تازه، بلکه آمادگی است.
آمادگی یعنی هضمکردنِ عاطفیِ آنچه میدانیم و پذیرشِ عمیقِ تصمیمی که گرفتهایم. آمادگی یعنی کمتر ترسیدن، روشنتر فکر کردن، احساساتِ خود را جدیتر گرفتن، معنای احساساتِ خود را فهمیدن و خود را در وضعیتِ تازه تصوّر کردن. آمادگی یعنی اگر قدم بعدی را بردارم، نیاز چندانی به پس کشیدن ندارم؛ ترسیدنهایم را تجربه کردهام، دردهایم را کشیدهام و اشتیاقهایم را مزهمزه کردهام.
آمادگی خیلی وقتها دشوار، دردناک و پیچیده است، برای همین ترجیح میدهیم فکر کنیم هنوز چیزهایی برای فهمیدن یا تصمیماتی برای گرفتن باقی مانده است.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن