آیا اینها، ما هستیم؟
گفتگو و گاه جدلی در روانشناسی و اخلاقپژوهی هست میانِ کسانی که به ویژگیهای مَنِشی و شخصیتی باور دارند و کسانی که معتقدند رفتار ما آدم...
توانِ فهمِ همین حکمتهای ساده تکراری
اگر مرگ، پیش از فرارسیدنِ آن زندگی واقعی از راه برسد چه؟ اگر همانوقت که منتظریم تا بالاخره یک روز همه چیز درست بشود، مرگ بیهوا خودش ر...
پناه بردن به بیماری
ترجمه تحت اللفظیاش میشود گریختن به بیماری ولی من ترجیح میدهم در ترجمه flight into illness از تعبیر پناه بردن به بیماری استفاده کنم. ...
منتظر و سوگوار نبودن
هرکدام از ما تصوّری از زندهبودن و زندگیکردن داریم و هرگاه امکانِ چنین بودنی از ما گرفته شود، احساس میکنیم به بیرون از زندگی پرتاب شد...
کاستن از تنهاییِ درد
درد، صرفاً آدمها را مچاله و رنجور نمیکند، تنهایی هم میآورد. درد ما را از کسانی که درد نمیکشند، جدا میکند. درد، مرزی میگذارد میان ...
آنکه بیش از همه من را میشناسد
بعضی از ما فکر میکنیم خودمان را بیشتر از هر کس دیگری، میشناسیم. بعضی دیگر امّا فکر میکنیم، دیگران، مثلاً متخصصان سلامت روان، ما را ب...
هیچگاه به قدر کافی آماده و بزرگ نمیشویم
اروین یالوم در بخشی از کتابِ رواندرمانی اگزیستانسیال، مینویسد: «همه کودکان به نحوی اضطراب مرگ را تجربه میکنند. امّا چرا بسیاری از آن...
تنهاییِ اخلاقی
این روزها کتابی را میخوانم با نامِ «تنهایی اخلاقی». محتوا و چشمانداز قابل تأمّلی دارد. در این بین امّا تفکیکِ این گونه از تنهایی، بیش...
رفتارهایی برای بقا
بعضی کارها، بعضی تصمیمات و بعضی تلاشها، نه برای به دست آوردن چیزی، که صرفا برای زنده ماندن صورت میگیرند. منظورم زنده ماندن روانی اس...