ADD ANYTHING HERE OR JUST REMOVE IT…

دوباره همان زندگی به سراغمان می‌آید.

در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّت‌ها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان بیفتد و کار ما آرام کردنِ وحشتِ فراگیری باشد که با عدم‌قطعیتی زیاد، جهان را در بر گرفته بود. امّا اینگونه نبود. تنها بخش کوتاهی از جلسات به این موضوع اختصاص پیدا می‌کرد و دوباره همان موضوعات پیشین، محور جلساتمان می‌شدند. عجیب و کمی دور از انتظار بود امّا جلسات دوباره رنگ و بویی آشنا می‌گرفتند. بعضی مسائل کمی تشدید می‌شدند و میزان اضطراب و اندوه در مسائل گوناگون کمی بیشتر می‌شد، امّا مسائل تقریباً همان‌هایی بودند که پیش‌تر در موردشان حرف می‌زدیم.

 به تجربه آموخته‌ام که در مورد سوگ هم همینطور است. کمی که می‌گذرد، دوباره همان جهان پیشین با مسائل‌اش باز می‌گردد و ذهن فرد سوگوار را درگیر می‌کند. او دوباره هرچند کم‌رمق‌تر و بی‌جان‌تر از قبل اما تا حد زیادی به همان مسائلی بر می‌گردد که از شخصیت، تاریخچه زندگی و محیط پیرامونش می‌آیند. نمی‌گویم فقدان مسائل تازه نمی‌سازد، امّا مسائل اصلی اغلب همان‌هایی هستند که پیش‌تر بودند. این بازگشتن به مسائل پیشین، به معنای فراموشیِ عزیز ازدست‌رفته یا پیوند شکسته شده هم نیست. معنایش صرفاً این است که موجی هرچند بلند بر دریای روانِ فرد افتاده، امّا سرنوشت روزها و لحظه‌های بعد را بیش از هرچیز پهنه وسیع‌ترِ آن دریا تعیین می‌کند و نه این موج. این موضوع هم عجیب است و هم رهایی‌بخش. جای شرم و احساس گناه هم ندارد. گاهی هم اساساً ناامید‌کننده است چون انتظار داریم سوگ چنان تکانمان بدهد که درگیریمان با ترس‌ها، طمع‌ها، وسواس‌ها و پریشانی‌های پیش‌پاافتاده را بگیرد. اما اینطور نیست.

اشتراک گذاری

آخرین مطالب

سبد خرید
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.
فروشگاه
لیست علاقه‌مندی‌ها
0 مورد سبد خرید
حساب من