دورهی پرسشهای بزرگ فلسفی
ترم دوم از مبحث «فلسفهی سیاسی»: در جستوجوی آزادی و عدالت
در ترم قبل از این گفتیم که فلسفه سیاسی به طور کلی چیست و آشنایی با آن چگونه به کارِ خودفهمی یک شهروند، ارزیابیِ امیدها، حفظ عاملیت و ساخت یا سنجشِ آرمانهای اجتماعی توسط او میآید. به عبارتی فلسفه سیاسی را بیش از هر چیز از منظرِ پرسشهای بیواسطه یک فردِ انسانی که عمری کوتاه دارد و بخشی از بودنِ او بودنی اجتماعی و سیاسی است مورد بررسی قرار دادیم (رویکردی وجودی به سیاست). سپس مباحثِ فلسفه سیاسی را با پرسش از ضرورت یا عدمِ ضرورتِ حکومت آغاز کردیم (مسئله فرمانروایی) و در ادامه پرسیدیم که آیا/چه دلیلی برای سرپیچی نکردن از قوانین وجود دارد و نافرمانی در چه صورتی مجاز است؟ (مسئله فرمانبرداری و تکلیف سیاسی). این مباحث ما را در آستانه بحث از آزادی و عدالت قرار دادند: آزادی یعنی چه؟ حکومت چه وظایفی در قبال آزادی شهروندان دارد؟ آیا/چه قلمروهایی هست که حکومت نباید دخالتی در آنها بکند؟ قدرت حکومت را چه چیزی محدود میکند؟ عدالت به چه معنا است؟ آیا عدالت همان برابری است؟ چگونه میتوان به نظریهای در باب عدالت رسید که تعارضاتِ پیچیده بینفردی و سیاسی را سامان بدهد؟ نسبت عدالت و آزادی چیست؟ آیا میتواند به بهانه یکی دیگری را محدود کرد؟ و …
ترمهای دیگر مبحث «فلسفهی سیاسی»
پشتیبانی و ارتباط با ما
تلگرام آبان | ۰۹۲۲۶۷۲۸۵۳۳