“وحدت کاذب میشکند. وحدتی واقعی باید اتفاق بیفتد”. این دو جمله در دو هفته اخیر خیلی توی سرم میپیچد. وحدت کاذب، وحدتِ از سرِ همعقیده بودن است و هرکجا اختلافِ نظری پیش بیاید، این وحدت میشکند. وحدت واقعی امّا وحدت در عین اختلافِنظر و در نتیجه گفتگو است. وحدت واقعی، وحدتِ ناشی از ارزشهای مشترک است و در عین اختلافِنظرهای گاه و بیگاه، حفظ میشود و در زمان اشتراکِ نظر بیشترین قدرت را پیدا میکند.
بیست و پنجم خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت، برای من سمبل وحدت میان معترضین بود. امّا آرام آرام شکستهشدنش را طی این سالها دیدم. یا جنبشِ مهسا که وحدتی گسترده میانِ تحولخواهان ایجاد کرده بود و این روزها ترک برداشتنش را میبینیم. به این فکر میکنم که وحدتهای کاذب قابلِ سرمایهگذاری نیستند. برای خیلیها تا همعقیده هستی، خودی هستی و تا اندکی اختلافِنظر حتی در سطح تاکتیک پیدا میکنی میشوی دیگری، دشمن، نادان و … . تنها با اندکی اختلافنظر دیگریسازی آغاز میشود و همه آن وحدتی که امیدت را بر آن استوار کرده بودی میرود روی هوا. برای ادامه این مسیر طولانی باید راهی برای اختلافِنظر پیدا کنیم وگرنه سازوکارِ دیگریسازی به زودی ما را از پا در میآورد.
آنکه پرخاش میکند، راه را بر هرگونه وحدتی میبندد و به امید تغییر، خشونتی تازه را جایگزینِ خشونتِ پیشین میکند.دیگریِ همه ما کسی است که خشونت و طرد را به جای گفتگو در کار میآورد. هرکه باشد و هرکجا باشد.