خود را در کنارِ دیگری زیستن
- تاریخ انتشار:
دو چیز ما را با خودمان بیگانه میکند: «نادیده گرفتن دیگری و نادیده گرفتن خود». ممکن است تعجب کنید. خیلی وقتها آدمها از ما مینالند که چرا اینقدر خودمان را میبینیم و خودخواه هستیم. خیلی وقتها هم به خودمان که نگاه میکنیم، میبینیم مدام نیازهای دیگران را دیدهایم و چنان زندگی کردهایم که آنان را راضی کنیم. امّا چرا نه آنها راضی میشوند و نه ما؟
ما همیشه اشتباه میکنیم و وقتی باید آنطرف باشیم، اینطرفیم و زمانی که باید اینطرف باشیم، آنطرفیم. اغلب اوقات، آنجا که باید، دیگری را نمیبینیم و آنجا که نباید، حضورِ پررنگش را به دیده میگیریم، همینطور هم در مورد خودمان. دیگری را باید دید، امّا نه به عنوان داور و ناظرِ اصیلترین خواستهها و نیازهایمان. او را باید به عنوان کسی دید که در کنار ما حضور دارد، نفس میکشد، مثل ما خواستهایی دارد و همانطور که خیری به ما میرساند، چشمانتظار خیری از جانب ماست. دیگری را باید دید امّا در چارچوبِ اخلاق و شفقت و نه در قلمرو خودشناسی و کامیابی شخصی. خود را هم باید دید، امّا خودی که تحقّق خواستههایش، دیگران را از رسیدن به خواستههایشان دور نمیکند. خود را باید دید، نیازها و ترسهایش را باید شنید، خواستهایش را باید نسبت به هر چیز دیگری در این دنیا مقدّم دانست، امّا نه آن زمان که برآوردن خواستههایش، دیگری را از پای میاندازد و کامِ خویش را به بهای کام دیگری میگیرد.
اغلب ما امّا وارونه زندگی میکنیم. خودمان را از آینه چشم دیگران میبینیم، نیازهایمان را بر اساس خوشایند و بدایند آنها انتخاب میکنیم امّا در رسیدن به این خواستها و تحققشان، هرکجا که لازم باشد دیگری را نادیده میگیریم و چشم بر او و نیازهایش میبندیم. ما برای دیگران زندگی میکنیم و برای این زندگیِ عاریتی، دیگران را زیرِ دستوپایمان له میکنیم. باید امّا اصیل زیست و دیگری را در قامتِ حیاتِ مستقل خودش دید. این راه را اشتباه آمدهایم. باید اندکی درنگ کنیم و از هرکجای راه که هستیم، برگردیم.
آخرین مطالب
دوباره همان زندگی به سراغمان میآید.
در روزهای کرونا، تصور بسیاری از ما این بود که تا مدّتها قرار است سایه احوالی آخرالزّمانی بر جلسات درمان
آموختن دوباره درباره مرگ و سوگ
با خودم فکر میکنم فکرِ مرگ را کجای زندگی باید گذاشت؟ یا تنها فکر مرگ هم نه، هر اندوه و
فقدان جراحت است.
فقدان جراحت است. خونی که از زخمِ فقدان میرود، رمقِ آدمی است، خاطرات اوست، شور زندگی اوست. فقدان جراحتی است
مراقبت از موجودی چهلتکّه
در مراقبت از سوگ دیگری، سکوت کار میکند؛ سکوت حاضرانه، تجربه دیگری را با ذهن خود تفسیر نکردن، دست کشیدن