01 دی یادداشتها حرکت از انکار به رویارویی اسفند 1, 1403 توسط digitalii-m ۰ نظر ما در آغاز بیش از پذیرش مرگ، به انکارِ آن نیاز داریم. مرگ برای روانِ کودکانهمان، باری بیش از توان است. برای همین در سالها یا دهههای ... ادامه مطلب
28 آبان یادداشتها تن دادن به سادگیِ نسیم تیر 7, 1403 توسط digitalii-m ۰ نظر صدای سگی از دور میآید. میدانم روزی خواهد رسید که دیگر چنین صدایی را در سکوتِ یک شب پاییزی نمیشنوم. نسیمی از پنجره میآید و خنکی دلن... ادامه مطلب
04 مرداد یادداشتها آیا همهاش همین بود؟ ترسیدن و ترسیدن و مردن؟ مرداد 4, 1402 توسط digitalii-m ۰ نظر من ترسیدم. ما ترسیدیم. همه ما زیاد ترسیدیم. از چیزهای زیادی ترسیدیم، از جایی به بعد (شاید حتی از آغاز) بیدلیل ترسیدیم. ما از تنهایی ... ادامه مطلب
04 مرداد یادداشتها او کجا رفته است؟ مرداد 4, 1402 توسط digitalii-m ۰ نظر گفت: ادلّهی علیه جاودانگی رو آدم تا وقتی میتونه بخونه و باهاشون همدل باشه که عزیزی رو از دست نداده باشه. گفتم: یعنی چی؟ گفت: وقتی ... ادامه مطلب
02 مرداد یادداشتها مواجهه پیوسته با شر و مرگ مرداد 2, 1402 توسط digitalii-m ۰ نظر مواجهه پیوسته با شر و مرگ از عهده اغلب ما آدمهای عادی خارج است. بسیاری از ما نهایتاً هر چند ماه یا چند سال یک بار بتوانیم با خشونتی عر... ادامه مطلب
20 تیر یادداشتها آیا مرگ چیزی برای خواستن باقی میگذارد؟ تیر 20, 1402 توسط digitalii-m ۰ نظر مرگآگاهی به ما چه میآموزد؟ میگوید نخواه، رها کن و کناره بگیر چون وقتی مرگ هست، هیچ چیزی نمیارزد؟ میگوید بخواه، رها نکن، کناره نگی... ادامه مطلب
24 خرداد یادداشتها آخرالزمانی که هست و نیست خرداد 24, 1402 توسط digitalii-m ۰ نظر بسیاری از ما این روزها احساسات و افکار آخرالزمانی داریم. یعنی فکر میکنیم جهان در حالِ به پایان رسیدن است و سختترین روزهای ممکن را سپر... ادامه مطلب
24 خرداد یادداشتها از مرگ به زبان زندگی نوشتن خرداد 24, 1402 توسط digitalii-m ۰ نظر این روزها، وقتی کسی میمیرد، دیگر نه خیلی حیرت میکنم و نه خیلی سؤالی دربارهی مرگ میپرسم. انگار کنار آمدهام با قواعد این بازی. انگار... ادامه مطلب
24 خرداد یادداشتها تصویر غروب خرداد 24, 1402 توسط digitalii-m ۰ نظر ماه، آن بالا طلوع میکند. صدای اذان از دور میآید. نسیم ملایمی در حالِ وزیدن است و من ایستادهام و تن سپردهام به آنچه مرا در برگرفته.... ادامه مطلب
24 خرداد یادداشتها وقتی که در دنیای دیگری بودم (همنشینی با مردگان قدیمیِ دور از وطن) خرداد 24, 1402 توسط digitalii-m ۰ نظر امروز حوالی ظهر رفته بودم قبرستان لهستانیها در دروازه دولاب. دو ساعتی تنها آنجا بودم. من بودم و چند صد مردهی دور از وطن. حال و هوای... ادامه مطلب