فانتزی دست و پای اضافه
کارن هورنای توی یکی از کتابهاش میگه: «نهایت کاری که روانکاوی میتونه انجام بده اینه که دست و پای یک آدم دست و پا بسته رو باز کنه، امّا...
جهانِ عجیب ویروسها و امیدها
جهان عجیبی است. داری یک گوشه دنیا زندگیات را میکنی، یکی بی آنکه بداند ویروسی را از ناکجا با خودش میبرد و پخش میکند توی یک شهرِ خیلی...
میراث مکتوب و ویرانهی کلمات
گاهی اوقات فکر میکنم میراثِ مکتوب هر فرهنگ، کارش مراقبت از مفاهیم و کلمات برای نسلهای بعدی است. آدمها میآیند و میروند، امّا کلمات ...
نوازش
دیروز همه جا صحبت نوازش کردن بود. از توی کلاس که در میانه فرایندهای ترمودینامیکی گازها رسیدیم به تأثیر صمیمیت بر سیستم ایمنی بدن تا داس...
روزها که از خواب بیدار میشوم دو نفر هستم
روزها که از خواب بیدار میشوم دو نفر هستم. یک نفر که بیدار شدن برایش سخت است، بلند میشود، صورتش را میشوید، دستشویی میرود. میرود سر ...
کندیِ عاطفیِ ناگزیر
نوعی کرختی، کندی و گیجی عاطفی. این چیزی است که بسیاری از ما بعد از یک دوره تنشِ عاطفی-هیجانی شدید، تجربهاش میکنیم. چیز بدی هم نیست. ر...
بازاندیشی در پیِ حادثه
حادثه در یک لحظه رخ میدهد امّا مرزهای معنا و نتایج آن به گذشتهای دور و آینده ای نامعلوم کشیده میشود. حادثه هرقدر بزرگتر، فهمیدن آن ...
منطق پیچیده دنیای درون
آن بیرون که چیزی گم میشود، یک جا، دو جا، پنج جا، ده جا را میگردی و پیدایش میکنی. اگر پیدا هم نشد میفهمی دیگر پیدا شدنی نیست. تلخ می...
ما معمولیهای ترسیده
اغلب ما از خبرِ ترور حاج قاسم سلیمانی ترسیدهایم. دست خودمان هم نیست. چه او را قهرمان بدانیم و به چه هر چیز دیگری، این اتفاق وسط خاورمی...
زنگ ورزشِ پنجشنبه صبح
هوای امروز تهران، طبق معمولِ این روزها آلوده است. توی تاکسی، مسافری که صندلی عقب نشسته بود گفت: «باز امروز چقدر هوا آلوده ست». راننده ا...